مقالات مقالات .

مقالات

اسلام وتجدد زندگي


اسلام وتجدد زندگي

«موضوع مذهب و پيشرفت از موضوعاتي است كه بيشتر و بيشتر از آنكه براي ما مسلمانان مطرح شود براي پيروان صاحب مذاهب مطرح بوده است.بسياري از روشنفكران جهان فقط از آن جهت مذهب را ترك كرده­اند كه فكر مي­كردند ميان مذهب وتجدد زندگي ناسازگاري است فكر مي­كردند لازمه دينداري توقف وسكون ومبارزه با تحرك وتحول است وبه عبارت ديگر خاصيت مذهب را ثبات و يك نواختي وحفظ شكلها وصورتهاي موجود مي­دانسته­اند ...قوانين در زمينه احتياجات وضع مي­شود و احتياجات اجتماعي بشر ثابت و يكنواخت نيست .پس قوانين اجتماعي نيز نمي­تواند ثابت و يكنواخت باشد.»

 يكي از جنبه­هاي اعجازآميز دين مبين اسلام كه هر مسلمان فهميده و دانشمندي از آن احساس غرور و افتخار مي­كند اين است كه اسلام براي احتياجات ثابت، قوانين ثابت و براي احتياجات متغير، وضع ناثابت ومتغيردر نظر گرفته است.پاره­اي از احتياجات چه در زمينه فردي و شخصي و چه در زمينه­هاي عمومي و اجتماعي كه وضع ثابتي دارد؛ در همه زمانها يكسان است.آن نظامي كه بشر بايد به غرائز خود بدهد و آن نظامي كه بايد به اجتماع خود بدهد از نظر اصول، كليات در همه زمانها يكسان است.

قسمتي ديگر از احتياجات بشر احتياجات متغيري است و قوانين متغيرو ناثابتي را ايجاب مي­كند، اسلام درباره اين احتياجات متغيير وضع متغيري در نظرگرفته است از اين راه كه اوضاع متغير را با اصول ثابتي مربوط كرده است و آن اصول ثابت در هر وضع متغيري قانون فرعي خاصي را به وجود مي­آورد.

«قرآن جامعه اسلامي را به گياهي كه در حال رشد است تشبيه مي­كند .قوانين دنيوي اديان بايد حالت نرمش و انعطاف داشته و با پيشرفت علم و دانش وتوسعه تمدن هماهنگ و سازگار باشد و اين قبيل نرمش­ها وانعطاف و قابل تطبيق به اقتضاي زمان بودن نه تنها بر خلاف تعاليم عاليه اسلام نيست بلكه مطابق روح آن

 مي­باشد».[1]

چون مقتضاي زمان درحال تغييرو دگرگوني است و هرزماني قانون نويني را ايجاب مي­كند وقوانين مدني و اجتماعي اسلام متناسب است با زندگي ساده عرب جاهليت و غالبا عين رسوم و عادات عرب جاهلي است و با زمان حاضر تطبيق نمي­كند، پس امروزه بايد قوانين ديگري  به جاي آنها وضع شود .

 اقتضاي زمان، يعني: پيش آمدها وپديدها و امور رايج زمان تبعيت انسان از اين مقتضيات به اين معناست كه در هر زماني هر چه كه پيدا شد، چون پديده قرن است ونسبت به گذشته جديد مي­باشد بايد از آن پيروي كرد و اين معناي تجدد و پيشرفت است.[2] اين انسان است كه به مصداق «و خلق الانسان ضعيفا" " زندگيش از صفرشروع شده و بسوي بي­نهايت پيش مي­رود.براي حيوانات، مقتضيات هميشه يك جور است.اقتضاهاي زمان زندگي .براي آنها تجدد و نوپرستي معني ندارد. علم براي آنها هر روز كشف تازه­اي نمي­كند و اوضاع آنها را دگرگون نمي­سازد چون با غريزه زندگي مي­كنند نه با عقل، اما انسان: زندگي اجتماعي انسان دائما دستخوش تغيير و تحول است.ودر هر قرني دنيا براي انسان عوض مي­شود.راز اشرف مخلوقات بودن انسان هم در همين جاست.زيرا او با عقل زندگي مي­كند نه با غريزه.[3]



[1] مطهري،  نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، چ 46، 1386، ص91و104

[2] اخوان كاظمي، بهرام، امام خميني و مقوله نو­آوري در فقه سياسي، ش سوم، 1387، ص19

[3] مطهري،  نظام حقوق زن در اسلام،  انتشارات صدرا، چ 46، 1386، صص 94-95


برچسب: ،
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۳ شهريور ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۰۴:۳۸ توسط:ريس موضوع:

:: مطالب مشابه
[RelPostTitle] [RelPostTitle]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :